سایت رها نوشت: سوت پایان چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر نیز به صدا درآمد، جشنوارهای که بدون شک عجیبترین دوره آن در یکی دو دهه اخیر بود و حواشی ریز و درشتی داشت که تا روز پایانی دست از سر برگزارکنندگان این دوره برنداشت. اما با وجود تمام این تفاسیر، نوع مواجهه هیئت داوران با آثار و انتخاب برگزیدگان کمی غیرقابل پیشبینی بود. آنچه در ادامه میخوانید نکات مربوط به آیین اختتامیه جشنواره است.
نکته اول؛ ورود ناگهانی رئیسجمهور
در زمان اهدای جایزه بهترین بازیگر زن که به آزیتا حاجیان رسید، محمدرضا شریفینیا از طرف او پشت تریبون ایستاده و مشغول نمک ریختن و شوخی با نام دبیر جشنواره در مراسم بود که اتفاقی بیسابقه در تاریخ فجر رخ داد، وزیر ارشاد با عجله از سالن خارج شد و پس از چند ثانیه همراه با رئیسجمهور مسعود پزشکیان به مراسم برگشت. حضور رئیسجمهور وزن جالبی به مراسم شب گذشته داد. نه تنها منوچهر شاهسواری و مدیران جشنواره که حتی خود وزیر ارشاد هم تصور نمیکرد آقای پزشکیان برای اختتامیه به تالار وحدت بیاید. رئیس جمهور دقایقی هم پشت تریبون ایستاد و گفت: زخمی که در جامعه ایجاد شده زخم تلخی است و کار طبیب ترمیم زخم است، عفونی کردن زخم نیست. دشمن تلاش دارد آب و خاک ما را تجزیه کند. هنرمند باید این زخم را ترمیم کند و برای تمامیت، انسجام و وحدت ایران تلاش کند. من خودم بسیاری از شبها خوابم نمیبرد و از این وضعیت ناراحتم؛ اما چارهای جز ماندن و ساختن نداریم، نباید قهر کنیم. اینکه عدهای در بیرون مرزها به دشمن اجازه حمله و تخریب ایران را میدهند کمال نامردی است. از هنرمندانی که علیرغم فشارهای ناجوانمردانه تحمل کردند و آمدند، متشکرم.
نکته دوم؛ وزیر بالاخره آمد، اما حرفی نزد
سید عباس صالحی امسال یکی از غایبان جشنواره فیلم فجر بود. معمولا این رسم هر ساله وجود دارد که وزیر فرهنگ و ارشاد در جریان برگزاری جشنواره فیلم فجر، به کاخ رسانه سر میزند، در جریان روند امور قرار میگیرد و دقایقی با اهالی رسانه گفتوگو میکند. اما وزیر امسال این کار را نکرد و در حالی که بسیاری از چهرههای سیاسی مثل محمدرضا عارف، علیرضا زاکانی، مهدی چمران و… هم در این دوره در پردیس ملت حاضر شدند، اما سید عباس صالحی این کار را نکرد. با این وجود او در اختتامیه حضور داشت اما برخلاف تصور سخنرانی نکرد، البته شاید قرار بود جناب وزیر جزو سخنرانان باشد و جای خود را به رئیس جمهور داد! اما در هر حال میتوان به این مواجهه سید عباس صالحی با جشنواره فیلم فجر، ایراداتی وارد کرد. راستی کسی از متن پیام آقای وزیر به جشنواره چهلوچهارم که در یکی از ملتهبترین دورهها، برگزار شد، خبر دارد!؟
نکته سوم؛ سرزمین فرشتهها و زندهشور برندگان اصلی
امسال و در زمان اعلام نامزدها، فیلم «اردوبهشت» محمد داودی با ۱۳ نامزدی، همه را غافلگیر کرد، اما در اهدای جوایز قافیه را به رقبا باخت و فقط ۲ سیمرغ بلورین به دست آورد. در عین حال دو فیلم «سرزمین فرشتهها» و «زندهشور» که ۱۲ و و ۱۱ نامزدی در رتبههای بعدی بودند، به طور مشترک ۵ سیمرغ در بخشهای مختلف به دست آوردند و موفقترین آثار حاضر در جشنواره امسال بودند. فیلم «اسکورت» یوسف حاتمیکیا هم از آثار موفق اختتامیه بود، فیلمی که به انتخاب اکثر اهالی رسانه و منتقدان بهترین فیلم حاضر در جشنواره بود و توانست سه سیمرغ بلورین را به دست بیاورد. اما عجیبترین اتفاقی که امسال در اختتامیه رخ دهد این بود که در چهار بخش مهم سودای سیمرغ، جایزه برگزیده به دو هنرمند از دو فیلم رسید که در نوع خود عجیب و غریب بود. در بخشهای بهترین کارگردانی، بهترین کارگردان فیلم اول، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران این اتفاق افتاد و ما دو بهترین داشتیم! اما در این میان مورد سیمرغ مردمی از همه عجیبتر است، چون این جایزه براساس آرای تماشاگرانی است که فیلم را در سینماهای مردمی دیدند، یعنی باید باور کنیم از میان چند هزار نفری که فیلمها را تماشا کردند، دو فیلم دقیقا به یک اندازه رای آوردند؟ کمی عجیب است.
نکته چهارم؛ اشتباه ۱۴۰۱ تکرار نشد!
با تمام حواشی مختلفی که جشنواره داشت و عدم حضور اکثر ستارههای سینما در طول برگزاری جشنواره، برخی تصور میکردند هنرمندانی که در فتوکال و نشستهای خبری یا اختتامیه حضور پیدا کردند قرار است جوایز اصلی را دشت کنند، فرمولی که تقریبا سال ۱۴۰۱ عملی شد و تصور بر این بود که امسال تیز چنین میشود. اما باید اینجا دستمریزاد گفت به منوچهر شاهسواری در مقام دبیر و هیئت داوران بابت شجاعت اهدای جوایز به غایبان. امسال تقریبا ۶۰ درصد برگزیدگان در اختتامیه حضور نداشتند ولی با این وجود جوایز به آنها رسید، که این مسئله غیرقابل پیشبینی بود. حالا در حافظه جشنواره فجر، برگزیدگان این دوره چهرهها و گزینههایی قابل دفاع هستند و قرار نیست در بازخوانیها، دلایل فرامتنی را برای تحلیل چرایی اعطای سیمرغ به آنها دخیل کنیم. درستش هم همین بود و چه خوب که شاهسواری پای این تصمیم درست ایستاد.
نکته پنجم؛ اختتامیه بدون سانسور در تلویزیون
امسال شبکه نمایش به طور مستقیم اقدام به پخش بدون ممیزی و کامل مراسم اختتامیه کرد، در سالهای گذشته نیز بخشهایی از این مراسم در تلویزیون نمایش داده میشد، اما خیلی از اتفاقات نمایش داده نمیشد و مخاطب باید مجری برنامه را تحمل میکرد! اما امسال مراسم بهطور کامل از آنتن پخش شد و هیچ یک از لحظات تند و تیز و موضعگیریهای روی سن، دستخوش ممیزی نشد، سخنرانی رئیس جمهور، حرفهای احساسی بابک خواجهپاشا در نقد شرایط فرهنگی و اجتماعی اخیر، گلایه کاظم دانشی از مجتبی امینی دبیر اسبق جشنواره فجر، صحبتهای طولانی سلاف فواخرجی ستاره سینمای عرب و حتی بخشی که بازیگران کودک و نوجوان در میان تشویق حضار روی سن آمدند همه و همه از قاب تلویزیون پخش شد تا مخاطبان سیما برای اولینبار بدون رفتوبرگشتهای بیمورد و تحمیلی به میز مجریان، به تماشای اختتامیه فجر بنشینند؛ حتی در لحظات پخش کلیپ بزرگداشت زندهیادان بهرام بیضایی و ناصر تقوایی.
نکته ششم؛ حضور افراد غیرمرتبط در اختتامیه
یکی از نکات قابل توجه در اختتامیه امسال این بود که سالن اصلی تالار وحدت خیلی زود پر شد و باوجود اینکه یکی دو ردیف برای اهالی رسانه در نظر گرفته شده بود، اما آدمهای بیربط به فضای رسانه (حتی سینما) این صندلیها را اشغال کردند و خبرنگاران و منتقدان بالاجبار به طبقات بالاتر تالار رفتند. اما فقط مشکل پر شدن صندلیها نبود، بلکه این افراد بیارتباط به فضای سینما شرایط کار حرفهای در اختتامیه را کاملا مختل کرده بودند، دهها نفر از این افراد در کنار درهای خروجی تالار وحدت ایستاده بودند و هر چهره شناخته شدهای که از سالن خارج میشد، این افراد به دنبال سلفی گرفتن بودند. عجیبترین صحنه نیز مربوط به لحظه خروج رئیسجمهور از مجموعه بود که بعد از حضور خبرنگاران برای انجام مصاحبه، ناگهان این افراد گوشی به دست خود را به زور وارد کادر دوربینها کردند تا با مسعود پزشکیان عکس سلفی بگیرند! حجم شلوغی به قدری زیاد شد که تیم محافظان رئیس جمهور مجبور شد با اعمال زور، آقای پزشکیان را از این وضعیتی که در آن گیر کرده بود نجات دهد و از سالن خارج کند. در کل ما در اختتامیه شاهد حضور افرادی بودیم که معمولا در این قبیل مراسمات پشت در ورودی ساختمان میایستادند تا شاید یک سلبریتی را ببینند و عکس و امضا بگیرند، نه اینکه در کنار آنها در مراسم اختتامیه بنشینند و برای هنرمندان محبوبشان دست و جیع و هورا بکشند!
